دا

داستان کوتاه

35,494 订阅者
@dastan_kootah
关于

我们尝试每天向您发送简短而内容丰富的故事、书籍摘录以及纯粹而有价值的文字。

信息
语言波斯语
分类Story
地区Iran
受众公众
风格教育性
发帖频率每周几次
最新帖子2025年11月30日 · 8 个月前
标签
分析
35,494
订阅者
18.0%
互动率
100%
原创内容
746
平均长度(字符)
低的
媒体丰富度
广告
文本
格式
频道
类型

This channel is part of the discussion

داستان کوتاه appears in 4 event pages on TGList
topicJuly 2026
Books — July 2026

هنگام شب دوباره باران سختی شروع به باریدن گرفت و باد شدیدی وزید که‌ صدای آن را می‌شد از پشت پنجره شنید.جانسی آن روز خواهش‌کنان گفت: «کرکره را بالا بکش!»آن برگ هنوز بر سر جایش بود.مریض آن را با دقتی‌ تمام نگاه کرد و آن‌گاه گفت:«سو!چیزی این برگ را به دیوار نگه داشته است‌ تا به من…

10413 posts·5181 channels·2026年7月25日
topicJune 2026
Books — June 2026

حدودا پنجاه ساله بنظر میرسید . سبیلش از دوطرف نازک شده بود و تاب خورده بود‌. کلاه لبه داری به سرش بود. با دیدن من لبه کلاهش را به علامت احترام تکانی داد. فورا سلام کردم . پرسید" سرکار میروید" گفتم" بله " گفت" با خودتان چتر بردارید. هوا ابریست. حتما باران میبارد." لبخندی زدم و…

1679 posts·974 channels·2026年6月27日
topicMay 2026
Books — May 2026

" مشکل " 💎ـحالا باید دیگه خوشحال باشی که همراه زندگيتو پيدا کردی. سعی کن شب و روز باهاش بخندی و شاد باشی. اینها را شاهده به دوستش رضيه گفت. رضيه جواب داد: -تو درست ميگی اما ... شاهده حرفش را قطع کرد: -اما و اگر رو ول کن، فراموش کن که قبلا ازدواج کردی و دو سال بعد از عروسيت…

867 posts·537 channels·2026年5月31日
topicApril 2026
Books — April 2026

💎من جمعش کردم او همیشه با اطمینان حرف می‌زد. انگار جهان هم اگر نظر دیگری داشت، بهتر بود اول با او هماهنگ می‌کرد. می‌گفت: «اگر کار جدی شود، خودم جمعش می‌کنم.» و طوری می‌گفت که آدم ناخودآگاه منتظر می‌ماند ببیند این “جمع کردن” دقیقاً چه شکلی دارد. دخترش چیزی نمی‌گفت. نه از سر…

363 posts·254 channels·2026年4月17日

更多...