🗣 ادامهی درنگ بر نقد خودویرانگری هنرمند
روانشناختیکردن مرگ، مسئولیت نهادها را پنهان میکند
روایت خودویرانگری برای جامعه و نهادها روایت راحتی است. اگر هنرمند خود را ویران کرده باشد، دیگر لازم نیست بپرسیم چرا نظام حرفهای برای مراقبت از او وجود نداشته است؛ چرا غربالگری منظم پزشکی و روانپزشکی در دسترس نبوده؛ چرا هنرمند پس از افول شهرت یا کاهش توانایی جسمی به حاشیه رانده شده؛ چرا بیمه، بازنشستگی، حمایت در دوران بیکاری و درمان محرمانه اعتیاد ناکافی بوده؛ و چرا رسانه تنها در روزهای اوج یا هنگام مرگ او را به یاد آورده است.
در این روایت، جامعه ابتدا فرد را به کالایی برای مصرف عمومی تبدیل میکند، سپس در زمان بیماری، پیری یا کاهش محبوبیت او را تنها میگذارد و سرانجام مرگش را با ویژگیهای شخصیتی خودش توضیح میدهد. به این ترتیب، یک شکست نهادی به یک تراژدی خصوصی تبدیل میشود.
مفهوم خودویرانگری گاهی واجد داوری اخلاقی پنهانی نیز هست. گویی فرد میدانسته چه میکند، امکان واقعی انتخابی دیگر داشته و با این حال آگاهانه راه نابودی را برگزیده است. در حالی که بسیاری از رفتارهای زیانآور نه محصول تصمیمی آزاد و یکباره، بلکه حاصل وابستگی، ناامیدی، فرسودگی، شرم، عادت، نبود حمایت، دسترسی دشوار به درمان و کاهش تدریجی ظرفیت مراقبت از خود هستند.
این سخن البته به معنای حذف مسئولیت فرد نیست. انسان بزرگسال همچنان مسئول است که در زمان بیماری، کمک بگیرد، مصرف مواد را متوقف کند، نشانههای خطر را جدی بگیرد و از بدنش مراقبت کند. اما مسئولیت فردی تنها در صورتی معنای اخلاقی جدی دارد که امکانهای واقعی انتخاب نیز وجود داشته باشد. نمیتوان از فرد خواست مسئولانه رفتار کند، اما همزمان شرایط مادی، نهادی و فرهنگی لازم برای آن رفتار را از او دریغ کرد.
مشاور شخصی نه!، نظام مراقبت حرفهای
تصور پیشین من درباره حضور یک مشاور در کنار هنرمندان و ورزشکاران هنوز بخشی از اعتبار خود را حفظ کرده است، اما امروز آن را کافی نمیدانم. مسئله را نباید به یافتن یک متخصص سلامت روان خیرخواه برای هر چهره مشهور تقلیل داد. آنچه لازم است یک نظام مراقبت حرفهای است: معاینات منظم جسمی، غربالگری سلامت روان و مصرف مواد، خدمات محرمانه و بدون انگ، برنامهریزی برای بازنشستگی و دوران کاهش فعالیت، آموزش مالی، حمایت از خانواده، پوشش بیمهای پایدار و امکان مراجعه پیش از آنکه بحران به مرحله برگشتناپذیر برسد.
نهادهای سینمایی، انجمنهای صنفی، باشگاههای ورزشی، تهیهکنندگان، وزارتخانههای مسئول، بیمهها و رسانهها هرکدام بخشی از مسئولیت را بر عهده دارند. مراقبت از هنرمند نباید با پایان قرارداد، کاهش فروش یا خاموششدن نور صحنه پایان یابد.
در زندگی برخی هنرمندان ممکن است واقعاً نشانههایی از بیاعتنایی به خود، وابستگی، انکار بیماری یا رفتارهای پرخطر وجود داشته باشد. باید این واقعیت را دید، اما نباید آن را از زمینهای که در آن شکل گرفته جدا کرد. رفتار فردی آخرین حلقه زنجیره است، نه لزوماً نخستین حلقه آن.
مسأله را نباید اینگونه طرح کرد که چرا فلان هنرمند خود را نابود کرد. باید پرسید چه سهمی از این روال تدریجی، متعلق به خود او بود، چه سهمی از آن به حرفهی ناامن و بیرحم مربوط میشد و چه سهمی بر عهده جامعه و نهادهایی است که از استعداد، بدن، شهرت و زندگی او بهره بردند، اما برای روزهای بیماری، افول و تنهایی او سازوکاری فراهم نکردند.
هنرمند ممکن است در ویرانشدن خود سهم داشته باشد؛ اما تقریباً هیچکس بهتنهایی خود را ویران نمیکند.
منابع
1. World Health Organization. World Report on Social Determinants of Health Equity. Geneva: WHO; 2025.
2. Link BG, Phelan J. Social conditions as fundamental causes of disease. Journal of Health and Social Behavior. 1995; Special Issue:80–94.
3. Szabó M, Seton M, Maxwell I, Cunningham ML. Psychological well-being of Australian actors and performing artists: life satisfaction and negative affect. Medical Problems of Performing Artists. 2022;37(2):106–117. DOI: 10.21091/mppa.2022.2016.
4. Szabó M, Maxwell I, Cunningham ML, Seton M. Alcohol use by Australian actors and performing artists: a preliminary examination from the Australian Actors’ Wellbeing Study. Medical Problems of Performing Artists. 2020;35(2):73–80. DOI: 10.21091/mppa.2020.2012.
5. Nardi A, Dei Bardi L, Davoli M, Agabiti N, Cesaroni G. Differences in mortality between temporary and permanent workers: results from the Rome Longitudinal Study. BMJ Open. 2022;12:e058594. DOI: 10.1136/bmjopen-2021-058594.
6. Seeman TE, McEwen BS, Rowe JW, Singer BH. Allostatic load as a marker of cumulative biological risk: MacArthur Studies of Successful Aging. Proceedings of the National Academy of Sciences. 2001;98(8):4770–4775.
7. Giannone ZA, Haney CJ, Kealy D, Ogrodniczuk JS. Athletic identity and psychiatric symptoms following retirement from varsity sports. International Journal of Social Psychiatry. 2017;63(7):598–601. DOI: 10.1177/0020764017724184.
8. Schmid J, Conzelmann A, Engel R, Kuettel A, Schmid MJ. Retirement from elite sport and self-esteem: a longitudinal study over 12 years. Frontiers in Psychology. 2023;14:1176573. DOI: 10.3389/fpsyg.2023.1176573.
📎 پایان. ۲/۲
#تجربههای_روانپزشکانه