🟢 هریک از ما چه سهمی در بازتولید خشونت جامعه ایرانی داریم؟ 📝بخش نخست
☑️پردهی نخست: ️ فرافکنی خشونت آیا تاکنون از خود پرسیدهایم هر کدام از ما چه میزان در باز تولید خشونت جامعه ایرانی مشارکت داریم؟ این پرسش بسیار مهمی است. ممکن است برخی از دوستان شگفت زده و حتی خشمگین شوند و بگویند خشونت به ما چه مربوط است! و در پاسخ بدین پرسش، خشونت را در انواع مختلف آن به حاکمیت، مجرمان، یا افرادی که سیستم قضایی آنها را اراذل و اوباش میخواند، نسبت دهند.
☑️پردهی دوم: خشونت نخبگان مدتی است شاهد نقد و مشاجرهی برخی از اهالی قلم و اندیشه حوزههای مختلف درباره شخصیتهای گوناگون هستیم. و البته در میان این به ظاهر گفت و گو، کار به فحاشی، تهدید، خط و نشان کشیدن، حذف یا تمجید یکسره کشیده شده است. چه از سوی آغاز کنندگان نقد و مشاجره و چه از سمت پاسخ دهندگان و مدافعان شخصیتهای نقد شده. با تأسف باید گفت این رویه به روالی رایج برای به ظاهر گفتوگو و نقد شخصیتهای مختلف تاریخ ایران یا جهان تبدیل شده، و مدتی است قرعه به نام علی شریعتی افتاده است. چند روز پیشتر نیز محور این گونه سخنان، عادل فردوسیپور و زیر و رو کردن عملکرد و زندگی کاری وی بود. حتی به اکبر عبدی تازه درگذشته نیز رحم نشد و برای آنکه زیادی مورد تعریف و تمجید قرار نگیرد، کسانی به سالهای دور رفته و برخی از موضعگیریها و همکاریهای او را با افرادی که مواضع سیاسی خاصی داشته یا دارند، بازگو و در میدان توجه دوباره مردم قرار دادند تا مبادا عشق و محبت در میان ایرانیان قوت یافته و چرخهی خشونت و بدگویی در فرهنگ عمومی، اندکی کاهش یابد!
☑️پردهی سوم: خشونت در زندگی روزمره بیایید از نامهای بزرگ بگذریم و تیغ نقد را به سمت زندگی روزمرهی خودمان بچرخانیم. آیا گمان داریم خشونت همیشه در قامت یک درگیری فیزیکی یا نزاع سیاسی رخ مینماید؟ آیا از خود میپرسیم سهم ما به عنوان مادر و پدر در بازتولید خشونت چقدر است؟ آنگاه که ناکامیهای فروخوردهی خود را با اجبار رشته تحصیلی، شغل و سبک زندگی بر فرزندانمان آوار میکنیم، یا با مقایسههای تحقیرآمیز، روان آنها را میخراشیم، در حال تولید خشونت نیستیم؟ سهم ما به عنوان آموزگار و استاد چطور؟ آیا در کلاسهای درس، با ایجاد فضای خودبزرگبینی و وحشت آموزشی، خطکشی میان شاگردان و تمسخر پرسشهای دانشجویان، بذر پرخاشگری را در ذهن کودک، نوجوان و جوان؛ نمیکاریم؟ آیا به کنشهای خود به عنوان یک #شهروند در حوزهی عمومی و زیست جمعی مانند خیابان، مترو، فروشگاه، بانک، کافه، کوهستان، یا مراکز درمانی توجه داشتهایم که چه سهمی در بازتولید خشونت داریم؟ وقتی پشت فرمان خودرو، با کوچکترین مکث از سوی رانندهی مقابل، دست روی بوق میگذاریم و کلمات رکیک و شرمآور بر زبان میرانیم، آیا چیزی جز خشم و خشونت آشکار به شبکههای ارتباطی مویرگی شهر تزریق میکنیم؟ راستی سهم ما به عنوان کاربران فضای مجازی در بازتولید خشونت چیست؟ وقتی به راحتی و در ایفای نقش نمایشی پشت صحنه با نقاب نامهای مستعار، به حریم شخصی دیگران میتازیم و در دادگاههای شبکههای ایکس و اینستاگرام، حکم صادر میکنیم و با اطلاعات جعلی یا حتی اطلاعات درست اما نابجا و بدون رعایت حقوق شهروندی دیگران، آبرو و روان آنها را به دار میآویزیم؛ آیا جز این است که در حال چرخاندن و تقویت چرخدندههای ماشین خشونت در جامعهی ایرانی هستیم؟ در این میان اما، بازتولید خشونت گفتاری و نوشتاری در قالب این شیوهها ازسوی افراد دارای کرسی اندیشه و نظریات علمی، ادبی و فرهنگی، به مراتب، زنندهتر، ناشایستتر و موجب ناخرسندی است! نسل نوجوان و جوان در برابر این اخلاق نامبادی آداب حرفهای، از گروههای مرجع در حوزههای تخصصی، رویگردان شده و ایشان را در یادگیری واقعی و معرفت شناسانهی آنچه تاکنون مدعای تحصیل، آموزش و شناخت آن را داشتهاند؛ بر خود اولویت میدهند. این نسل به استادان و اندیشه ورزان صاحب مقالات و کتابهای بسیار خواهند آموخت که همه شخصیتها و شیوههای زیست در این جهان، قابل نقد و گفتوگوست و توهین و حذف یا مقدسسازی و خشونت برای دور کردن آنان از نقد و نظر، راه به جایی ندارد. گمان میکنم بسیاری از نسل نوجوان و جوان به استادان و پیشکسوتان میدان علوم مختلف خواهند گفت: میان آنچه آموختید و سعی داشتید به ما نیز بیاموزید از یکسو و گفتار و کردارتان ازسوی دیگر، تناقضی است که نشان میدهد: دو صد گفته چون نیم کردار نیست! ...
✍️ فریبا نظری
#انواع_خشونت #بازتولید_خشونت #سیاست_تولید_و_انتشار_خشونت
📍 ادامهی یادداشت را در فرستهی بعدی بخوانید👇👇
https://t.me/Sociologyofsocialgroups